• دسته‌بندی نشده
  • 0

استان البرز یکی از قطب های مهم شعر در کشور است

به گزارش موزیک عشق باران به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ احمد عزیززاده شاعر، خواننده، نوازنده گیتار، دوبلور البرزی در گفتگو با نگارانه اظهار داشت: از کودکی به خواندن شعر علاقه مند بودم، کلاس چهارم ابتدایی که بودم دیوان حافظ را می خواندم و فقط روخوانی میکردم و اینکه یادم هست خیلی جاها را غلط می خواندم, در آن زمان درک خوبی از حافظ نداشتم, و الان هم حس میکنم نمیتونم به خوبی حافظ را  درک کنم و اینکه صرفا از روی علاقه خواندن شعر بود چون من حافظ را نمیشناختم و ازآنجا که منبع شعر دیگری در منزل نبود از دیوان حافظ استفاده میکردم.

وی ادامه داد: اولین بار کلاس پنجم ابتدایی خودم را مجاب کردم که باید شعر بنویسم, این فکر باخواندن یک کتاب شعر کودک که یکی از دوستانم سر کلاس برایم آورده بود به سرم زد که شروع به نوشتن قطعه ای در رابطه با همین موضوع کردم و دوران راهنمایی چند باری در جلسات شعر مدرسه که توسط معلم ادبیاتمون آقای حاجی خانی اداره میشد شرکت کردم اما هنوز خودم را باور نداشتم و کم کم علاقه به موسیقی پیدا کردم در دوران دبیرستان بود که مادرم به اصرار مکرر این چند سال برایم یک گیتار تهیه کرد و چون شدیدا عاشق این ساز بودم از ۱۹ سالگی هم شروع به تمرین آواز سنتی موسیقی ایرانی کردم و مشوق من صدای استاد شجریان بود آن سالها تمام cd های این استاد آواز را خریداری می کردم.

عزیز زاده افزود: 19  سالگی شروع به نوشتن کردم در همان سال وزن خوانی را با کمک یکی از دبیران ادبیاتم به نام آقای برزگر آموختم  اما چند سال بعد به دلیل یک اتفاق تلخ تمام دفترای شعرم را سوزاندم (شکست عشقی).

وی  گفت: دیگر پیگیر هنر نشدم و تا اینکه دانشگاه  رفتم و چند سالی مشغول کار بودم تا اینکه علاقه به گویندگی و دوبلاژ پیدا کردم  و در کلاسهای آموزش فن بیان ثبت نام کردم و اولین استادم دکتر رشید کاکاوند بودند کلاس ایشان رفته رفته برایم جذاب شد چون از قبل برنامه هایی که ایشان اجرا میکردند را دنبال میکردم و قالب موضوع برنامه هایشان را هم که در حوزه ی ادبیات بود پیگیر بودم.

عزیز زاده عنوان کرد: لذا ماجرا از ملاقات دکتر کاکاوند شروع شد و ایشان دوباره آن شور را در من زنده کردند و همزمان با کمک یکی ازدوستان خوبم شاعر جوان, مهرداد خاکپور و از آن روز دوباره دست به قلم شدم و نوشتم  و چون وزن خوانی شعر فراموشم شده بود دوباره وزن خوانی را شروع کردم اینبار با کمک دکتر مهدی موسوی و کتابش و همزمان دوباره موسیقی را شروع کردم  و بعد از مدتی شروع به تدریس گیتار و آواز شدم از استاد گیتارم که آهنگساز شاخصی بود سفارش ترانه گرفتم  و کار نوشتن ترانه ها که تموم  شد استاد به من  پیشنهاد کرد که چرا خودم کارهایم را نمیخوانم؟؟؟؟

وی بیان کرد: در گذشته شاعران بزرگی داشتیم که صدای خوشی داشتند و علم موسیقی میدانستند و با نغمه ی خوششان اشعارشان را می خواندند مثل رودکی، حافظ، عارف قزوینی و … ازآنجا که من به گرد پای این بزرگوارن هم نمیرسم فقط شانس خودم  را امتحان کردم و من به پیشنهاد ایشان ترانه های خودم را خواندم و اقبال با من یار بود که همزمان با گویندگی در چند برنامه در رادیو البرز و نمایشنامه در رادیو صبا و رادیو نمایش و پیشنهاد گویندگی در برنامه ی مستند مواجه شدم و مدت کوتاهی هم عضو ارکستر سمفونیکی بودم که با استاد ایرج خواجه امیری و آقای سالار عقیلی اجرا داشتیم.

عزیززاده تصریح کرد: در شعر کلاسیک علاقه مند سبک وحشیه بافقی هستم, چون مکتب وقوع را با این شاعر درک کردم و زبان ترانه هایم را وامدار این شاعر میدانم و البته شناخت وحشی را هم مدیون دکتر کاکاوند هستم و به لطف ایشان توانستم حداقل کمی از شعر وحشی را  درک کنم و البته به خواندن غزلهای فاضل نظری هم علاقه دارم و بیشتر از آن علاقه مند به اشعار مرحوم حسین منزوی هستم اما از شاعران معاصر به رضا براهنی  و مرحوم احمد شاملو اشاره میکنم .

وی تکید کرد: من هیچوقت بفکر چاپ آثارم نیافتادم شاید به این دلیل که از مواجهه با انتقاد میترسیدم اما چند صباحیه به فکر نشر نوشته هایم هستم  البته که انتقاد تلخ است اما می تواند سازنده باشد.

عزیز زاده خاطر نشان کرد:  غیر از شاعرانی که نامدار هستند و ترانه سرایانی که اشعارشان از زبان خواننده های معروف خوانده شده بقیه ی شعرا از این مقوله در آمد چشمگیری ندارند که بتوانند گذران زندگی کنند مخصوصأ که سرانه ی مطالعه و خرید کتاب در کشور ما پایین هست و من هم به عنوان منبع درآمد روش حساب باز نمیکنم و هیچوقت فکرش را نکردم چون همیشه برای دل خودم نوشتم و سعی کردم عشق و احساسات و تصاویری که میسازم را بیان کنم.

وی تاکید کرد: در سرودن شعر دانستن اسلوب شعر یک بخشی است که اکتسابی است و ذوق و قریحه یک بخش دیگری است که انتسابی است دیدم کسانی را که دانش آموخته رشته ادبیات هستند  اسلوب و تکنیک شعررا می دانند اما ذوق شاعری ندارند و کسانی که ذوقش را دارند و اصول شاعری را هم میاموزند لذا سرودن شعر یک ذوق درونی است که تا موقعیتش حادث نشود فووران نمی کند  به قول دکتر کاکاوند هنر از عشق سرچشمه میگیرد و تا وقتی عاشق نشوید هیچ شعری سروده نمیشود هیچ داستانی نوشته نمیشود هیچ نقاشیی کشیده نمیشود و  هیچ آهنگی ساخته نمیشود و…از نظر من کسی که ذوق نداشته باشه یادگرفتن اصول نوشتن نمی تواند در سرودن شعر کمکی کند.

عزیززاده بیان کرد: بنظر من از هوای کرج بوی شعر به مشام میرسد از در دیوار این شهر شعر می بارد شاعران بزرگی که در کرج زندگی میکردند(شاملو) زندگی میکنند (دکتر کاکاوند) و در این شهر به دنیا خواهند آمد و به شهرت خواهند رسید و شاعران گمنامی که اقبال این را نداشتند که آثارشان دیده شود همه نشان دهنده ی این است که این شهر قابلیت و گنجایش پرورش شاعران بزرگ را بشرط مدیریت درست دارد .

وی عنوان کرد: خدارو شکر چند سالی هست که همایشها و جلسات شعر به صورت مستمر در استان برگزار می شود و به بهانه ها و مراسمات مختلف شاعران پشت تریبون قرار می گیرند و اشعارشان را به گوش مردم می رسانند اما این کافی نیست ای کاش مسئولین مربوط به کمک شاعران جوان برای چاپ آثار و دیده شدنشان بیایند.

شمع از چشمان تو افروخته

عالمی در حسرت تو سوخته

چهره ی زیبای تو با هر نگاه

ماه را در آسمانم دوخته

این دوبیتو خیلی دوست دارم

جلوه ی چشم تو با آیینه در گفتار است…

زلف تاریک تو در شب چله ها بیدار است…

پرده از زمزمه ی باد تلاطم دارد,

چون که بر گوشه ی سقفی سر او بردار است…

بین ما فاصله، دیوار اتاق بغلی است,

سایه ی لطف خدا آن طرف دیوار است…

تنگ خالی نفسی چاق کند بی ماهی,

تا به دریا برسی راه بسی دشوار است…

مصلحت نیست که باتو قدمی بردارم,

از گزند تو و مثل تو دلم بیمار است…

تافته ای بافته ام از همه عالم به جدا,

زندگی بیوه زنی باکره ای کردار است…

انعکاس تو به خورشید تجلی دارد,

ماه بر چرخه ی نیلی فلک سر بار است…

قاصدک پر هوس از نامه ی سرخ لب تو

ساقه ی مفلق انجیر چرا بی بار است…

چشمه از چشم تو جوشان و چکا چاک دلم,

زخم شمشیر تنت بر دل من بسیار است…

من عاشق این غزلم  هستم یکی دو جا اشکال وزنی دارد اما نتونستم واژه های مناسب جایگزینشون کنم تا این اشکال برطرف شود.

وی در پایان خاطر نشان کرد: در این چند سال با پیشرفت تکنولوژی و به مدد فضای مجازی تمام هنرمندان میتوانند آثارشان را به انتشار بگذارند اما خوب اینکار  معایبی هم دارد، امکان دزدی آثار بیش از پیش وجود دارد و  اینکه منبع این آثار به درستی معلوم نیست  و امکان دارد در حق خالق اثر اجحاف شود و اثرش مورد سرقت قرار گیرد.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *